عوامل بسیار زیادی وجود دارند که چرا در بورس ضرر میدهیم؟ و با یا سرمایه گذاران با ناامیدی  از بازار بورس خارج میشوند و یا مجددا شروع به خرید سهم شرکتی دیگر می کنند و متاسفانه همان اشتباهات را تکرار می کنند و باعث میشوند با دست خود داراییشان را از دست بدهند. از جمله مواردی که بایستی در ابتدای شروع سرمایه گذاری در نظر داشت دانش و تخصص کافی است. بسیاری از افراد به دلیل اینکه تصمیم میگیرند مبلغی را که فرضا پس انداز کرده اند را سرمایه گذاری کنند، مشورت با دوستان و نزدیکان است که این امر باعث می شود شخص بدون داشتن اطلاعات و دانش کافی شروع به خرید سهام کند و مرتب شاهد بالا و پایین رفتن ارزش سهامش باشد بدون اینکه دلیل آن را بداند و یا حتی بدون اینکه بداند چه موقع باید اقدام به خرید میکرده و چه قدر باید صبر کند و کی باید سهام خود را بفروشد. بسیاری از افراد گمان می کنند پولدار شدن در بورس وابسته به شانس و اقبال است و اگر خود را در طول زندگی فردی خوش شانس فرض کرده اند با این امید که در بازار بورس هم خوش شانسی می آورند اقدام به سرمایه گذاری می کنند و غافل از اینکه این افراد که حدودا ۹۰ درصد جمعیت سرمایه گذار در بورس را تشکیل می دهند فقط باعث می شوند سود خوبی به ۱۰ درصد باقیمانده جمعیت سرمایه گذار تقدیم کنند.

۱۰ درصدی که اغلب بیشترین سود را از بازار بورس از آن خود می کنند. اجازه دهید مثالی را برایتان بازگو کنیم. فرض کنید که قرار است در یکی از مسابقات شنا که هر ساله برگزار می شود شرکت کنید. بدون اینکه هیچ گونه تخصصی در این ورزش داشته باشید در این مسابقات ثبت نام می کنید و اطلاعات شما فقط در حدی است که می دانید چه لباسی مناسب شنا است و محل برگزاری آن کجاست. از طرفی شخص دیگری که مدتهاست با تمرین و ممارست به شناگری حرفه ای تبدیل شده است نیز در این مسابقه حریف شماست و قرار است با کوله باری از تجربه و قدرت بدنی عالی و نفس قوی وارد میدان شود. فرض می کنیم که شما از تجربه و نیروی این شناگر هیچ اطلاعی ندارید فقط در همین حد می دانید که افراد زیادی قرار است در این مسابقه شرکت کنند. از آنجا که شما همیشه خود را فردی خوش اقبال می دانید با این دید مثبت وارد میشوید که خدا را چه دیدی شاید این بار هم من خوش شانسی آوردم و برنده مسابقه شدم.

میتوانید نتیجه مسابقه را حدس بزنید درست است؟ بازار بورس نیز مثل همین مسابقه شنا پر است از افراد با تجربه و قوی و همینطور افراد بی تجربه و کم تجربه و خوشبین. اما با این تفاوت که اگر در بازار بورس ببازید ضرر مالی خواهید دید که گاهی ممکن است هرگز جبران نشود. در این صورت توصیه می شود حتما قبل از اقدام به تصمیم گیری در بازارهای مالی حتما دانش خود را بالا ببرید و با خواندن چند مقاله و دیدن چند سایت معتبر از روند این کار مطلع شوید. البته نا گفته نماند که شما با خواندن تنها یک مقاله و یا کتاب در این کار متخصص نمی شوید، بلکه تازه به ابتدای راه می رسید و می توانید تصمیم بگیرید که آیا می خواهید وارد این بازار بشوید یا خیر.

عواملی که باید در خرید و فروش هر سهم در نظر داشته باشیم

در بازار های مالی و هنگام خرید یا فروش یک سهم باید به اصطلاح سقف قیمت و کف قیمت توجه داشته باشیم. برای مثال سهام یک شرکت از ۱۰۰ تومان که کف قیمت بوده شروع به رشد کرده و تا حدود ۹۰۰ تومان افزایش داشته است. نکته مورد توجه اینجاست که سرمایه گذار باید تاریخچه ارزش سهام این شرکت را مطالعه کرده و اطلاع داشته باشد که حداقل ارزش سهام آن ۱۰۰ تومان بوده است و با مطاله نمودار نوسانات قیمتی این شرکت بداند که حداکثر ارزش قیمت سهام این شرکت تا امروز از ۹۰۰ تومان تجاوز نکرده است. بنابراین اگر فرد قصد خرید سهام این شرکت را داشته باشد با علم به این نکات باید بداند چه موقع اقدام به خرید کند. مثلا اگر امروز ارزش قیمت به ۹۰۰ رسیده است نباید سهم را بخرد زیرا امکان بالاتر رفتن ارزش سهم بسیار کم است و یا اگر هم بالاتر برود امکان اینکه بتواند سود زیادی را کسب کند خیلی کم است و امکان ضرر دادن خیلی بیشتر است.

این قضیه در مورد زمان فروش هر سهم نیز صادق است. از طرفی بایستی به میزان تقاضای هر سهم در بازار نیز دقت داشت. برای مثال اگر قیمت سهم یک شرکت به طور متوالی در چند روز یا هفته رو به افزایش است پس نظر دیگر معامله گران نیز به سوی آن جلب میشود و اقدام به خرید می کنند و این امر باعث افزایش تقاضا می شود و همانطور که همه ما می دانیم افزایش تقاضا باعث بالا رفتن قیمت میشود اما همینکه صف تقاضا رو به افول گذاشت، میزان تقاضا کم میشود و ارزش سهم نیز پایین می آید . این امر نیز یکی از عواملی است که باید در هنگام خرید سهم در نظر داشته باشید. این نکته را در نظر داشته باشید که حتما قبل از اینکه سهام شرکتی را میخرید حتما به نمودار رشد و افول آن دقت کنید و بعد از آن تصمیم بگیرید که سهام کدامیک را میخواهید بخرید.

زیرا اگر سهم شرکتی را دیدید که این اواخر مدام در ضرر بوده است احتمال اینکه باز هم ضرر بدهد زیاد است و این نشانه خوبی است که اگر قصد خرید آن را داشته اید مکثی کنید و مجدد شروع به تصمیم گیری روی دیگر سهام ها بکنید . نکته دیگری که قابل تامل است این است که همه سرمایه خود را روی خرید سهام یک شرکت نگذارید و آن را بین چند شرکت از بهترین شرکتهایی که این اواخر سوددهی داشته اند سرمایه گذاری کنید. اینگونه شما می توانید میزان ریسک را پایین بیاورید و کمتر ضرر کنید. یادتان باشد که مهمترین مسئله در بازارهای مالی ابتدا حفظ پول است و سود کردن در مرحله دوم ارزش قرار دارد.

اهمیت مدیریت ریسک در سرمایه گذاری بورس

در واقع مدیریت ریسک همان داشتن آمادگی لازم جهت روبرو شدن با احتمالات و خطرات است که خود نیازمند داشتن دانش کافی و داشتن خصوصیات و ویژگیهای فردی است. هر چند که تصمیم گیری برای خرید و فروش و کلا معامله بستگی زیادی به ویژگیهای شخصی افراد دارد اما اگر دانش و اطلاعات کافی در مورد بازار وجود داشته باشد می توان بسیاری از هیجانات رفتاری را در این زمینه کنترل کرد. بسیاری از افراد به دلیل اینکه اغلب ریسک پذیر نیستند و یا از قدرت ریسک پذیری کمتری برخوردارند سرمایه های خود را یا در بانکها و یا در صندوق های سرمایه گذاری مشترک و یا با خرید ملک و ماشین سرمایه گذاری می کنند زیرا این نوع سرمایه گذاری اغلب با خطر کمتر و از دست دادن کمتر پول مواجه است.

اما عده ای هم هستند که قدرت ریسک پذیری بالاتری دارند و به دلایل متفاوت از جمله یک شبه پولدار شدن و یا تصمیمات آنی و هیجانی گرفتن، اقدام به سرمایه گذاری در بازارهای مالی پر خطر تر از جمله بازار بورس می کنند و به دلیل اینکه اطلاعات کافی در مورد کنترل و مدیریت ریسک ندارند با شکست مواجه می شوند. یکی از اقداماتی که سرمایه گذاران باید در این نوع بازارها انجام دهند این است که در ابتدای کار سعی کنند فقط در بازار دوام بیاورند. زیرا به گفته بسیاری از متخصصان، سرمایه گذاران معمولا اگر بخواهند خیلی در بازار بورس دوام بیاورند دو سال است. پس اگر شما بتوانید شش ماه اول سرمایه گذاری را فقط در بازار بمانید و بدون هیجان زدگی های ناشی از بالا رفتن ارزش یک سهم یا خیلی پایین آمدن ارزش آن به دوام خود فکر کنید ، پس در این بازار زنده مانده اید. این کار هم باعث می شود شما هر روز با ترس و دلهره به نمودارهای قیمت نگاه نکنید و هم با بررسی های مختلف و دیدن نوسانات قیمتها تا حد زیادی بر خود و تصمیماتتان مسلط شوید و البته تجربیات زیادی نیز کسب می کنید و در کنار مطالعه و بالا بردن اطلاعاتتان خبره تر هم می شوید.

یکی دیگر از روشهای کنترل و مدیریت ریسک، همان اصطلاح همیشگی و قدیمی است که می گوید همه تخم مرغ های خود را در یک سبد نگذارید. معنی این جمله در بازار بورس این است که اگر به طور مثال ۱۰۰ هزار تومان از پول خود را در بازار سزمایه گذاری می کنید، آن را به چهار  یا پنج قسمت تقسیم کنید و در سهام ۴ یا ۵ شرکت سرمایه گذاری کنید. که اگر سهام دو تا از شرکتها افت کرد، ازش دو یا سه سهم دیگر را بتوانید مدیریت کنید و تصمیم گیری بهتری داشته باشید. در این صورت شما توانسته اید هم پول خود را و هم هیجانات خود را مدیریت کنید.