زمانی که صحبت از سرمایه گذاری در بورس میشود اولین سوالی که میپرسم این است که: چه چیزی باعث میشود تا به یک تریدر موفق تبدیل شد؟ یا نقاط قوت و ضعف شما در معامله چیست؟ هیچ پاسخ واضحی برای این سوال وجود ندارد، اما به نظر  مهمترین ویژگی یک معامله گر موفق توانایی ارزیابی صادقانه ی نقاط قوت و ضعف خودش است. پس از آن به گونه ای ترید کند که نقاط قوتش تقویت و نقاط ضعفش به حداقل برسد.

گاهی این امر کاملا اتفاقی روی می دهد اما گاهی هم اینطور نیست. اما این فرآیند کشف نقاط قوت و ضعف معمولا منجر به موفقیت می شود  به شرطی که تامل و آزمایش و کسب تجربه نیز با آن همراه باشد.

قدمهای کوچک: شما از کجا شروع می کنید؟

اولین مسئله ای که به تریدرها متذکر میشود ، صبر است. آیا شما برای پیدا کردن فرصتهای تجاری فرد صبوری هستید یا دائما نیاز دارید ایده های مختلف را بررسی کنید؟ در مورد مدیریت تجارت چطور؟ آیا آنقدر صبور هستید که بتوانید موقعیتی را برای تغییر مکان خود به وجود آورید یا به سرعت نتیجه گیری مثبت یا منفی می کنید؟

اگر این نکته را درک کنید که صبر، یک قوت است پس می توانید در تجارتی که مرتب در حال نوسان است از این نقطه قوت خود استفاده کنید تا به نتیجه ی بهتر و مناسب تری برسید. اما اگر صبر در وجود شما نیست بهتر است به دنبال تریدهای روزانه بروید، جایی که هر روز فرصتهای مختلفی برای ترید کردن وجود دارد.

ایا زندگی شما در مسیر درست است؟

همه ی نقاط ضعف و قوت مربوط به خصوصیات شخصیتی کل زندگی است . این خصوصیات می تواند مربوط به واقعیت های زندگی نیز باشد. مثل زمانی که صرف میکنید تا برای ورود به یک بازار یا تجارت اختصاص دهید .

یا اینکه، ایا شما یک تریدر تمام وقت هستید؟ آیا شما به این روش کار میکنید که مرتبا بازار ها را ردیابی و تجزیه و تحلیل میکنید یا اینکه آیا روزانه مدت زمان زیادی را صرف ترید میکنید و یا اینکه زمان شما برای این کار محدود است؟

یک تریدر تمام وقت گاهی در هفته بین ۴۰ تا ۶۰ ساعت را صرف ترید و بررسی بازار میکند. این افراد انعطاف پذیری بالایی دارند و بسیار فعال هستند. اما تریدرهای پاره وقت وقت چند ساعت در هفته را به بررسی بازار اختصاص می دهند. در هر صورت باید در انتخاب استراتژی خصوصیات شخصیتی را در نظر گرفت.

نکته ی اصلی برای ارزیابی خود این است که باید به صورتی کاملا بی رحمانه با خود صادق بود و بدانید که نقاط قوت و ضعف شما چیست. این دو کاملا با یکدیگر متفاوت هستد و اگر به دنبال شناخت این ویژگیها در خود نیستید ممنکن است در هنگام معامله نتوانید به خوبی هدف خود را مشخص کنید و بر خلاف اهداف خود حرکت کنید.

در کل اهمیت این نکته به قدری است که لازم نیست خیلی روی آن تاکید کرد. تجزیه و تحلیل نقات قوت و ضعف خودمان بدون تعصی کار بسیار دشواری است. به همین دلیل داشتن یک معلم می تواند خیلی مفید باشد. یک شخص ثالث با تجربه و بی طرف می تواند بهتر شما را ارزیابی کند و به شما کمک کند تا خود را در عوامل بیرونی زندگی هماهنگ کنید.